برای اینکه بتوانیم استراتژی موفقی برای بازاریابی داشته باشیم باید ابتدا برخی ملزومات آن را مشخص کنیم تا بدانیم در حال حاضر در چه نقطه ای هستیم و در آینده قصد داریم به چه نقطه ای برویم .  ما به شما پیشنهاد می کنیم که قبل از خواندن این مقاله مقاله های بازاریابی چیست و مفاهیم و لصطلاحات اولیه بازاریابی را برای آشنایی بیشتر با مفاهیم بازاریابی مطالعه کنید .

داشتن استراتژی موفق به قسمت های مختلف تقسیم می شود :

تعیین اهداف – بررسی استراتژی و بازار هدف – بررسی وضعیت سازمان

تعیین اهداف :

اهدافی که برای سازمان تعیین می گردند کاملا باید smart باشند بدین معنی که :
Specific مشخص باشند ، یعنی کلی و مبهم و غیر مشخص نباشند . مثلا اگر هدف سازمان این مورد تعیین شود ” بهبود سطح روابط مشتری” . این هدف بسیار کلی است و نمی توان آن را به صورت مشخص بیان کرد . بلکه باید مشخص کنیم این هدف تا چه تاریخی و به چه میزانی باید انجام گیرد .

Measurable هدف قابل اندازه گیری باشد : بعنوان مثال این مورد از اهداف قابل اندازه گیری است ” نرخ شکایت مشتریان ۳% کم شود و نرخ بهبود ۱۰% افزایش یابد ”

Achievable قابل دسترسی باشد تا تمام کارکنان سازمان بتوانند آن را باور کنند .

Relevant مرتبط بودن هدف ها با همدیگر : به این معنی که بعنوان مثال واحد تولید و واحد بازاریابی باید هدف هایشان با یکدیگر همخوانی داشته باشند .

Time Bound برای رسیدن به هدف باید زمان تعیین گردد .

بعنوان مثال مورد زیر را می توان بعنوان یک هدف smart ذکر کرد :
“افزایش فروش خدمت “الف” به میزان “۱۰%” از فروش سال قبل تا پایان بهمن ”

بررسی استراتژی و بازار هدف :

زمانی که در مورد بررسی استراتژی و بازار هدف صحبت می کنیم منظور بررسی این است که به کجا می خواهیم برویم .

در این باره باید از مدل STP استفاده کنیم که منطق این مدل در این است که به جای اینکه کل بازار را پوشش دهیم و بازار را بعنوان یک مجموعه کامل نگاه کنیم و تلاش کنیم به همه بازار دسترسی داشته باشیم ، آن را بخش بندی کرده و قسمتی از آن را بعنوان بازار هدف انتخاب کنیم . با توجه به اینکه افراد با یکدیگر متفاوت بوده و سلایق مختلفی دارند ، بایستی از این تفاوت سلایق به نفع خودمان استفاده کنیم و منابع شرکت را جایی مصرف کنیم که بالاترین بهره وری را دارد که دنبال پاسخگویی به دو سوال هستیم :

۱- چطور بهترین بخش را شناسایی کنیم ؟
۲- چطور می توانیم مزیت رقابتی پایدار در این بخش ایجاد کنیم ؟

زمانی که قرار است بازار را بخش بندی کنیم ابتدا باید بدانیم نیاز کدام دسته از مشتری ها را باید درک و پیش بینی کنیم . بخش بندی بازار می تواند توسط پارامتر های مختلف صورت گیرد از جمله : جنسیت ، سن ، جغرافیا و شرایط مالی و شرایط فرهنگی ، اجتماعی ، شخصی ، شخصیتی و ….

پس مراحلی که ما برای بررسی استراتژی تا اینجای کار طی کردیم عبارت است از :

شناسایی بخش های مختلف بازار با توجه به پارامترهای آن ، مشخص کردن سگمنت مورد نظر ، مشخص کردن میزان جذابیت هر کدام از این سگمنت ها ، انتخاب گروه هدف ، انتخاب استراتژی مناسب برای این گروه هدف .

پس از این مرحله سراغ قسمت سوم مدل STP یعنی جایگاه سازی می رویم . جایگاه سازی نیز بعنوان یک فرآیند تعریف می گردد که به معنی “ساخت یک تصویر و احساس خوب از برند و سازمان ما در ذهن مشتری است ”

در حقیقت جایگاه سازی یک مرحله بالاتر از محصول است که هدف از جایگاه سازی موارد زیر می باشد :

۱- ایجاد ارزش پیشنهادی مطابق خواسته های مشتریان
۲- ایجاد تصویر شفاف از برتری محصولات و خدمات شرکت در ذهن مشتریان

فرآیند جایگاه سازی اصولا فرآیند بلند مدتی می باشد .

بررسی وضعیت سازمان :

تا به اینجا توانستیم اهداف سازمان را مشخص کرده و آن ها را بررسی کرده و نتایج بررسی را مطابق با تولید استراتژی مناسب قرار دهیم . برای ادامه این چرخه و به منظور انتخاب هر چه صحیح تر استراتژی ، باید وضعیت فعلی سازمان را مشخص کنیم .
توسط آنالیز SWOT می توانیم مشخص کنیم . این آنالیز نقاط ضعف ، قوت ، فرصت ها و تهدید های سازمان شما را تقسیم بندی می کند . یعنی باید بتوانیم توسط این ابزار ،پس از شناسایی نقاط ضعف ، آن ها را به نقاط قوت و پس از شناسایی تهدید های سازمان ، آن ها را به فرصت ها تبدیل کنیم .

در این مقاله به بررسی استراتژی و قسمت های مختف یک استراتژی پرداخیتم و سعی کردیم که بتوانیم شما را با هر کدام از این قسمت ها آشنا کنیم .